معنی بیمعرفت
8 بازدید
[ مَ رِ فَ ] (ص مرکب) (از: بی + معرفت MMM معرفة عربی) که شناسایی نداشته باشد. که آشنا نباشد. || بی علم و حکمت. بیدانش و هنر. که فاقد فضل و ادب است. که از ادب نفس و فرهنگ دور باشد:
کلمات همقافیه با «بیمعرفت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فت» برای سرودن شعر