معنی بیفرزندی
5 بازدید
[ فَ زَ ] (حامص مرکب) فرزند نداشتن. دارای فرزند نبودن: رقبة؛ بی فرزندی. ذیل؛ بی فرزندی زن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «بیفرزندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر