معنی بیفر
9 بازدید
[ فَ / فَ رر ] (ص مرکب) (از: بی + فر) فاقد فر. مقابل بافر. مقابل فره مند: سخنگوی بی فر و بی هوش گشت پیامش سراسر فراموش گشت.فردوسی. رجوع به فر شود.
کلمات همقافیه با «بیفر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فر» برای سرودن شعر