معنی بیفراختن
4 بازدید
[ یَ تَ ] (مص) افراختن. افراشتن. رجوع به افراختن شود.
کلمات همقافیه با «بیفراختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر