معنی بیغیرت
6 بازدید
[ غَ / غِ رَ ] (ص مرکب) (از: بی + غیرت) (در تداول عوام) بی حمیت. (آنندراج). بی ناموس. بی شرف. نامرد و آنکه دارای غیرت و عصبیت نباشد. (ناظم الاطباء). بی رگ. که به ناموس خویش رشگن نبود. بی ناموس. بی رشگ. بی حمیت. بی نام و ننگ. بی عار و ننگ. بی عار. (یادداشت مؤلف): طَزِع، طِزیع، طَسِع، طَسیع؛ بی غیرت. (منتهی الارب). بی غیرت در حق زن؛ کَشخان. (منتهی الارب). || بی حیا. (آنندراج): اگر غیرت بری بادرد باشی وگر بی غیرتی نامرد باشی.نظامی. رجوع به غیرت شود.
کلمات همقافیه با «بیغیرت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رت» برای سرودن شعر