معنی بیغیرتی
79 بازدید
[ غَ / غِ رَ ] (حامص مرکب) حالت و کیفیت بی غیرت. بی ناموسی. بی شرفی. بی حیایی. بی دردی. بی عاری. که رشگن نبود بر ناموس خود. رکاکت. بی رگی : لیکن بحساب کاردانی بی غیرتی است بی زبانی.نظامی. رجوع به غیرت و بی غیرت شود.
کلمات همقافیه با «بیغیرتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر