معنی بیعلاج
6 بازدید
[ عِ ] (ص مرکب) (از: بی +علاج) بی درمان. که چاره ندارد. که درمانش نشود. رجوع به علاج شود.
کلمات همقافیه با «بیعلاج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر