معنی بیعلاجی
5 بازدید
[ عِ ] (حامص مرکب) بی درمانی. درمان ناپذیری. رجوع به علاج شود.
کلمات همقافیه با «بیعلاجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر