معنی بیطرف
6 بازدید
[ طَ رَ ] (ص مرکب) (از: بی + طرف) آنکه بی طرفی بخود گرفته است. (یادداشت مؤلف). آنکه جانبداری نکند. کسی که تعصب ندارد. || (اصطلاح سیاسی) آنکه دخالت در دسته بندیهای سیاسی نکند.
کلمات همقافیه با «بیطرف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رف» برای سرودن شعر