معنی بیطرفدار
5 بازدید
[ طَ رَ ] (ص مرکب) (از: بی + طرف +دار) آنکه طرف و جانب کسی را نگیرد و تعصب از وی نکشد. (ناظم الاطباء). || آنکه طرفدار و موافق ندارد. بی حامی.
کلمات همقافیه با «بیطرفدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر