معنی بیصورتی
6 بازدید
[ رَ ] (حامص مرکب) حالت و چگونگی بی صورت. اصل. مقابل صورت که فرع است. || (اصطلاح تصوف) بی شکلی : صورت از بی صورتی آمد برون بازشد کانا الیه راجعون.مولوی. و رجوع به صورت و هیولی شود.
کلمات همقافیه با «بیصورتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر