معنی بیصفتی
4 بازدید
[ صِ فَ ] (حامص مرکب) حالت بی صفت. در اصطلاح تصوف (نقشبندیان)، از خود بیخود شدن، از خود رستن، مدهوش گشتن در حال سماع و جذبه است. (از رشحات کاشفی، نسخهٔ خطی): اثر آن توجه مشاهدهٔ بی صفتی محض بود و در آن بی صفتی هیچ اثری و گردی دیده نمیشد. (انیس الطالبین ص ۲۳). || بی وفایی. ناسپاسی. || فقدان صفات نیک. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «بیصفتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر