معنی بیصقال
4 بازدید
[ صِ ] (ص مرکب) (از: بی + صقال) مقابل صیقلی. مقابل زدوده از زنگ. تاریک. تیره : همچو این تاریک رویان روی من تیره بود و تارفام و بی صقال.ناصرخسرو. رجوع به صقال شود.
کلمات همقافیه با «بیصقال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر