معنی بیشکوه
5 بازدید
[ شَ / شِ وَ / وِ ] (ص مرکب) (از: بی +شکوه، مصدر ساختگی از شکایت یا شکوای عربی) مقابل گله مند. آنکه گله نکند. (آنندراج). رجوع به شکْوه شود.[ شُ ] (ص مرکب) (از: بی + شکوه) مقابل شکوهمند. که شکوه و جلال ندارد. رجوع به شکوه شود.
کلمات همقافیه با «بیشکوه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وه» برای سرودن شعر