معنی بیشکی
4 بازدید
[ شَ ] (حامص مرکب) حالت و کیفیت بی شک. یقین. عدم تردید. رجوع به بی شک شود.[ شَ ] (ص نسبی) منسوب است به بیشک. و ابومنصور عبدالرحمن بن محمد بیشکی از مردم بانفوذ و ثروتمند و دوست ابونصر اسماعیل بن حماد جوهری صاحب کتاب الصحاح از آنجاست. (از معجم البلدان). رجوع به بیشک شود.
کلمات همقافیه با «بیشکی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کی» برای سرودن شعر