معنی بیشکه
4 بازدید
[ شُ کُ هْ ] (ص مرکب) بی شکوه. بی تشریفات. بی کبکبه و دستگاه : خانهٔ هرکه روی بی شکه آن خانه تراست. سوزنی. رجوع به شُکُهْ شود.
کلمات همقافیه با «بیشکه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «که» برای سرودن شعر