معنی بیسیرت
5 بازدید
[ رَ ] (ص مرکب) (از: بی + سیرت) فاسق و فاجر. || بی آبرو و رسوا. (ناظم الاطباء). || مفعول که به رسوائی کشیده شده است. و رجوع به بی سیرت کردن و رجوع به سیرت شود.
کلمات همقافیه با «بیسیرت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رت» برای سرودن شعر