معنی بیسیرت کردن
6 بازدید
[ رَ کَ دَ ] (مص مرکب) در تداول عوام، عملی نامشروع با کسی کردن. فساد کردن (بیشتر با نابالغی). بی سیرت کردن دختری یا پسری را؛ عملی منافی عفت با او کردن و مُهر برگرفتن از دوشیزه نه بوجه مشروع و دوشیزگی بردن بجبر و با وی بنامشروع آرامیدن. (از یادداشت مؤلف). بی آبرو کردن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بیسیرت کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر