معنی بیرون انداختن
6 بازدید
[ اَ تَ ] (مص مرکب) خارج افکندن. طرح. || جدا کردن. بریدن : خرطوم پیلی را بشمشیر بیرون انداخت. (تاریخ سیستان).
کلمات همقافیه با «بیرون انداختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر