معنی بیرون افکندن
5 بازدید
[ اَ کَ دَ ] (مص مرکب) خارج ساختن. رجوع به بیرون فکندن شود.
کلمات همقافیه با «بیرون افکندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر