معنی بیروزه
5 بازدید
[ زَ / زِ ] (اِ) پیروزه. فیروزه : برگهای درختان بیروزه بود یا زمرد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۴۰۳). رجوع به فیروزه شود. || لباس همیشگی شخصی. (ناظم الاطباء).[ ] (اِخ) نام شهریست در حدود مولتان در هندوستان که در آن بتخانه ها است. (از حدودالعالم).
کلمات همقافیه با «بیروزه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زه» برای سرودن شعر