معنی بیروزن
5 بازدید
[ رَ / رُو زَ ] (ص مرکب) (از: بی + روزن) بدون منفذ. بدون سوراخ. - خانه یا قبه یا گنبد بی روزن؛ فلک. آسمان : نیستی آگه که بروزی رسد هر که درین خانهٔ بیروزنست.ناصرخسرو. چند گریزی ز حواصل درین قبهٔ بیروزن و باب ای غراب.ناصرخسرو. گر آستان تو بالین سر کنم ز شرف رسد بگنبد پیروزه گون بیروزن.سوزنی. رجوع به روزن شود.[ زَ ] (اِ) سنگ باقیمت. || بار و حمل. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بیروزن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زن» برای سرودن شعر