معنی واژه بیرحمتی
3 بازدید
[ رَ مَ ] (حامص مرکب) حالت بیرحمت. کیفیت و چگونگی بیرحمت. بیرحمی. سنگدلی. قساوت قلب : و از جملهٔ بیرحمتی و سخت دلی او یکی آن بود... که... پرسید که عدد محبوسان چند است. فرمود که همه را بباید کشتن سی و شش هزار تن برآمد. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۱۰۷). ز بیرحمتی داده پیر مجوس سواد حبش را بتاراج روس.نظامی.