معنی بیرحمت
6 بازدید
[ رَ مَ ] (ص مرکب) (از: بی + رحمت) که بخشایش ندارد. || بیرحم. بی شفقت. نامهربان : این سعدالدین بیرحمتی بود ناجوانمردی. (المضاف الی بدایع الازمان ص ۴۵). بیرحمتم اینچنین چه ماندی ارحم ترحم مگر نخواندی.مولوی. رجوع به رحمت شود.
کلمات همقافیه با «بیرحمت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مت» برای سرودن شعر