معنی بیرامخواجه
5 بازدید
[ بَ خا جَ ] (اِخ) امیر ترکمان از طایفهٔ بهارلو قراقوینلو. متوفی به سال ۷۸۲ هـ . ق. وی بخدمت سلطان اویس جلایر پیوست و بعد از وفات او موصل و سنجار و ارجیس را تسخیر نمود. بعد از وی پسرش قرامحمد تورمش بجای او نشست. (از دایرة المعارف فارسی). و رجوع به فهرست اعلام و رجال حبیب السیر و تاریخ رشیدی ص ۲۰۳ و ۱۹۴ و قاموس الاعلام ترکی ۱۴۲۹ و تاریخ مغول ص ۲۶۰، ۴۵۷ و مرآت البلدان ج ۱ ص ۴۰۰ شود.
کلمات همقافیه با «بیرامخواجه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جه» برای سرودن شعر