معنی بیرام‌خان

معنی واژه بیرام‌خان

2 بازدید
[ بَ ] (اِخ) از امراء و وزرای معروف سلسلهٔ تیموریان هند. متوفی به سال ۹۶۸ هـ . ق. پسر سیف علی بیگ از طایفهٔ بهارلو. در بلخ ولادت یافت و در جوانی بخدمت ظهیرالدین بابر و سپس به همایونشاه پیوست. چندی بعد در رکاب همایون بدربار ایران پناه جست و در اعادهٔ سلطنت همایون سعی بسیار کرد. وقتی همایون وفات یافت وی اکبر را امپراطور خواند و اسباب جلوس او را بر اریکهٔ سلطنت فراهم آورد. بیرام در قلع و قمع مفسدان و مخالفان اکبر اهتمام بسیار نمود معهذا اطوار خشن و مستبدانهٔ او و نفوذ دایهٔ اکبر عاقبت بین بیرام و اکبر اختلاف پدید آورد. اکبر او را معزول کرد و خود زمام امور را بدست گرفت. بیرام بعزم حج آهنگ مکه کرد اما قبل از عزیمت در گجرات کشته شد و جسد او را به مشهد نقل نمودند. بیرام آیین تشیع داشت و از قریحهٔ شاعری نیز بهره مند بود. دیوان شعرش در دست است. (دایرة المعارف فارسی).
[ بَ ] (اِخ) بیرم خان. فرزند یوسف علی بک. چهارمین یا پنجمین حفید علی شکر ترکمانی است که اصلاً از قبیلهٔ بهارلو بوده و املاک و عقار بسیاری در همدان داشته است. فرزند یا نوادهٔ او شیرعلی یا پیرعلی مدتی از سران سپاه شاه برانی و سپس ابوسعید بود، و در ۱۴۶۹م. به سلطان محمود میرزا پیوست (فرزند ابوسعید). (از دائرة المعارف اسلامی). و نیز رجوع به قاموس الاعلام ترکی ص ۱۴۲۹ و سبک شناسی بهار ج ۳ ص ۲۸۶ و آتشکدهٔ آذر ص ۱۱ و تاریخ ادبیات ایران ص ۱۳۴ شود.
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید