معنی بیذوقی
6 بازدید
[ ذَ / ذُو ] (حامص مرکب) حالت و چگونگی بی ذوق. بیمزگی. || بی سلیقگی. (ناظم الاطباء). || عدم قدرت احساس زیبائیها. مقابل باذوقی.
کلمات همقافیه با «بیذوقی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قی» برای سرودن شعر