معنی واژه بیذوق
0 بازدید
[ ذَ / ذُو ] (ص مرکب) (از: بی + ذوق) بی مزه. (ناظم الاطباء). || بی سلیقه. آنکه مابین خوبی و بدی فرق نگذارد. (ناظم الاطباء). آنکه قوهٔ تمیز زیبائی و جمال ندارد. (یادداشت مؤلف). آنکه نتواند زیبائیها را احساس کند. مقابل با ذوق : گر ذوق نیست ترا کژطبع جانوری.سعدی. رجوع به ذوق شود.