معنی بیداد و داد
8 بازدید
[ دُ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) ظلم و انصاف. جور و عدل : سر آمد کنون کار بیداد و داد سخنهای بی بر مکن هیچ یاد.فردوسی. || ظالم و عادل : مهان را ز هرگونه دارید یاد ز کردار شاهان بیداد و داد.فردوسی.
کلمات همقافیه با «بیداد و داد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر