معنی بیدادپیشه
6 بازدید
[ شَ / شِ ] (ص مرکب) که بیداد و ظلم پیشه دارد. ستم پیشه. بیدادکیش. ظلم کننده و ستم کننده. (ناظم الاطباء): دو بیدادپیشه به پیش اندرون به بیداد خود شاه را رهنمون.نظامی.
کلمات همقافیه با «بیدادپیشه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شه» برای سرودن شعر