معنی بیخیدن
7 بازدید
[ بِ یَ خی دَ ] (مص) یخ کردن. (یادداشت بخط مؤلف). رجوع به یخیدن و یخ کردن شود.
کلمات همقافیه با «بیخیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر