معنی بیخیانت
5 بازدید
[ نَ ] (ص مرکب) که خائن نیست. که خیانت نمی کند. که خیانت پیشه نیست : سلطان آن فرمود در باب من بندهٔ یگانه مخلص بی خیانت. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۸۶). سخن چون زر پخته بی خیانت گردد و باقی چو او را خاطر دانا به اندیشه بیالاید. ناصرخسرو. رجوع به خیانت شود.
کلمات همقافیه با «بیخیانت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نت» برای سرودن شعر