معنی بیحضور شدن
6 بازدید
[ حُ شُ دَ ] (مص مرکب) بیمار شدن. (غیاث) (آنندراج): یار عاشق شده ست درمان چیست عیسی آنجا که بیحضور شود. شفایی (از آنندراج). || بی نماز شدن. (غیاث) (آنندراج). || مضطرب و آزرده شدن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بیحضور شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر