معنی بیحضوری
7 بازدید
[ حُ ] (حامص مرکب) بیماری و ناتوانی زیرا که موجب قصور و عبادت و معاش است. (غیاث). || جمعیت خاطر و فراغ دل نداشتن، چه حضور شکفتگی و خرمی است. (آنندراج). اضطراب. || خشم. || آزردگی. || غفلت. || نقصان یافتن هوش و حواس. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بیحضوری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر