معنی بیحسیب
5 بازدید
[ حَ / حِ ] (ص مرکب) بی حساب : متناسبند و موزون حرکات دلفریبت متوجهند با ما سخنان بی حسیبت. سعدی (طیبات). رجوع به حساب و بی حساب شود.
کلمات همقافیه با «بیحسیب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یب» برای سرودن شعر