معنی بچینک
5 بازدید
[ بِ نَ ] (اِخ) دهی از دهستان قاقازان قزوین. سکنهٔ آن ۱۵۰ تن، آب از قنات و رودخانه، محصول آن غلات و انگور است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
کلمات همقافیه با «بچینک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نک» برای سرودن شعر