معنی بهگو
7 بازدید
[ بِ هْ ] (نف مرکب) خوش سخن. نیکوگفتار: خردمند به گو ندارد روا خرد دور کردن ز بهر هوا.فردوسی.
کلمات همقافیه با «بهگو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گو» برای سرودن شعر