معنی بهروزه
4 بازدید
[ بِ زَ / زِ ] (اِ مرکب) بمعنی بهروز است که بلور کبود صاف کم قیمت باشد. (از برهان). بهروج. بهروجه. بهروز. بلور کبود در نهایت صافی و لطافت و خوش رنگ و بغایت کم بها. (رشیدی) (جهانگیری). بهروجه. بهروز. بهروج. بلور کبود شفاف کم قیمت. (از ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین): شاهیم نه شهروزه طفلیم نه بهروزه عشقیم نه سردستی مستیم نه از سیکی. مولوی. || کندر هندی. (برهان) (جهانگیری) (فرهنگ فارسی معین) (ناظم الاطباء). رجوع به بهروج و بهروجه و بهروز شود.
کلمات همقافیه با «بهروزه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زه» برای سرودن شعر