معنی بهتری یافتن
5 بازدید
[ بِ تَ تَ ] (مص مرکب) به شدن. بهبودی یافتن : چون یعقوب بهتری یافت، مهدی مردی علوی به وی داد و گفت این را بکش. (مجمل التواریخ و القصص).
کلمات همقافیه با «بهتری یافتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر