معنی بهترین
11 بازدید
[ بِ تَ ] (ص عالی) مزیدعلیه «بهتر»، از عالم نوآئین و نوآئین ترین، چه این کلمه نسبت است که گاهی بمعنی مذکور آید چنانکه در کهین و مهین یعنی شخص منسوب به ماهیتی که آنرا «که» یا «مه» توان گفت و گاهی زائد می آید چنانکه در مثالین اولین. (آنندراج) (بهار عجم). خوبترین. (ناظم الاطباء). نیکوترین : بهترین یاران و نزدیکان همه نزد او دارم همیشه اندمه.رودکی. سخن بشنو و بهترین یاد گیر نگر تا کدام آیدت دلپذیر.فردوسی. بهترین دوستی که بود مرا بدترین دشمنی بمن بنمود.خاقانی. || ستوده ترین. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین): و بهترینان بنی اسرائیل اینها بودند. (قصص الانبیاء ص ۱۱۰). از جسم بهترین حرکاتی صلوة بین وز نفس بهترین سکناتی صیام دان.خاقانی. || زیباترین. جمیل ترین. (فرهنگ فارسی معین). زیباترین. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بهترین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر