معنی بهتری
23 بازدید
[ بِ تَ ] (حامص مرکب) نیکی. نیکویی. زیبایی. خوبی. پاکی : به فر تو گفتا همه بهتری است ابا تو همه رنج رامشگری است.فردوسی. گذشتیم از این سد اسکندری همه بهتری جو و نیک اختری.فردوسی. همی گفت کای برتر از برتری فزایندهٔ پاکی و بهتری.فردوسی. سخن به ز شکر کز او مرد را ز درد فرومایگی بهتری است.ناصرخسرو. به شدم و بهتری نصیب تو بادا چهرهٔ تو چون گل طری و براورش.سوزنی.
کلمات همقافیه با «بهتری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر