معنی بهترک
5 بازدید
[ بِ تَ رَ ] (اِ) نام سالی است سیزده ماهه که پارسیان پیش از ظهور اسلام از کبیسه یکصدوبیست سال اعتبار میکرده اند. یعنی بعد از هر صدوبیست سال یک سال را سیزده ماه میشمردند و آنرا بهترک مینامیده اند. و این سال در زمان هر پادشاه که واقع میشد دلیل بر شوکت و عظمت آن پادشاه میداشته اند و او را اعظم سلاطین می دانسته اند. بلکه عقیدهٔ آنها این بوده که سال بهترک جز در زمان پادشاه ذوشوکت واقع نمیشود، چنانکه در زمان انوشیروان واقع شد و در آن سال دو اردیبهشت وقوع یافت. (برهان) (آنندراج) (از انجمن آرا) (از رشیدی) (از جهانگیری) (از هفت اقلیم) (از ناظم الاطباء): ز دور چرخ تو را عمر آنقدر بادا که بهترک سزدش عمر نوح و صد چون آن. شهریاری (از انجمن آرا). مصحف بهیزک است. (حاشیهٔ برهان چ معین). و رجوع به بهیزک شود.[ بِ تَ رَ ] (ص تفضیلی مصغر، ق مرکب) (از: بِهْ +تر +-َک) برحسب ترکیب بمعنی بهتر کوچک است... (آنندراج). تصغیر بهتر یعنی کمی بهتر. (ناظم الاطباء). مصغر بهتر: نباید از منت دامن کشیدن به حالم بهترک زین بازدیدن.نظامی. ریش فرهاد بهترک بودی گرنه شیرین نمک پراکندی.سعدی.
کلمات همقافیه با «بهترک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رک» برای سرودن شعر