معنی بند گشودن
4 بازدید
[ بَ گُ دَ ] (مص مرکب) بند برگرفتن. باز کردن بند. بند وا کردن. قید و بند را باز کردن. مقابل بند بستن: از دست و پای محکوم بند گشودند. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «بند گشودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر