معنی بند گشادن
5 بازدید
[ بَ گُ دَ ] (مص مرکب) مقابل بند بستن. (آنندراج). بند گشودن. (فرهنگ فارسی معین). - بند گشادن از سحر؛ باطل کردن آن : چو دختر چنان دید کان هوشمند ز نیرنگ آن سحر بگشاد بند.نظامی.
کلمات همقافیه با «بند گشادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر