معنی بندیخانه
8 بازدید
[ بَ نَ / نِ ] (اِ مرکب) زندان که ترجمهٔ سجن است. (آنندراج). زندان. بندخانه. (فرهنگ فارسی معین): ز بندیخانهٔ چشمم که جسته که زنجیرش سراپا رنگ بسته. محمدقلی سلیم (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «بندیخانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر