معنی بندیدن
6 بازدید
[ بَ دی دَ ] (مص) بستن. (آنندراج) (فرهنگ فارسی معین). || قید کردن. مقید کردن. || حبس کردن. زندان کردن. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «بندیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر