معنی بندول
6 بازدید
[ بَ ] (اِ) ریسمانی که بدریچهٔ دول آسیا اتصال دارد و چون آنرا بکشند غله از دول در میان دو سنگ آسیا داخل گردد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بندول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر