معنی بندزن
5 بازدید
[ بَ زَ ] (نف مرکب) آنکه کاسه و بشقاب را پیوند دهد. (فرهنگ فارسی معین). کسی که کارش بند زدن است. کاسه بند. شعاب. بَش زن (در تداول اهالی خراسان).
کلمات همقافیه با «بندزن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زن» برای سرودن شعر