معنی بلایا
6 بازدید
[ بَ ] (ع اِ) جِ بَلیَّة. (دهار) (ناظم الاطباء). بلاها. بلواها: باب ماجری فی باب الخطبة و ظهر من الفساد و البلایا لأجلها. (تاریخ بیهقی ص ۶۸۵). و رجوع به بلیة شود.
کلمات همقافیه با «بلایا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یا» برای سرودن شعر