معنی بلایگی
6 بازدید
[ بَ یَ / یِ ] (حامص) زنا و روسپی گری : گویند که آن زنی بوده است پادشاه و بلایگی کرد. و هر شب مردی آوردی و بامداد بکشتی. (ترجمهٔ تفسیر طبری). و رجوع به بلایه شود.
کلمات همقافیه با «بلایگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر